شرح حال
10 شهریور 1403 توسط سونیا خدادادی دیزجی
هشت ماه از روز های مادری دست و پا شکستم میگذره.
حسنای من بزرگ شده، میشینه، غلط میزنه، میخنده، دلبری میکنه.
این ترم تصمیم دارم که بعد مرخصی طولانی مدت برگردم حوزه. هنوز دو دلم نمیدونم حسنا تو مهدکودک میتونه تنها باشه یا نه.
مشکل بعدی هم اینکه مدت طولانیه عادت کردم شبا تا نماز صبح بیدار باشم و بعد تا ساعت 12 ظهر بخوابم.
فعلا منتظرم ببینم چی پیش میاد. هجدهم این ماه هم انتخاب واحده.